نوشته شده توسط : علی

آیت‌الله عزیزالله خوشوقت از علمای اخلاق تهران ضمن ایراد سخنانی در باب اهمیت عزاداری و مقتل‌خوانی گفت: حضرت رقیه(س) جزو عائله امام حسین(ع) بوده است و زیارت مرقدش برکات دارد.

خبرگزاری فارس: آیت‌الله خوشوقت: حضرت رقیه(س) جزو عائله سیدالشهداست + فیلم
 

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، چندی پیش فیلمی از سخنرانی آیت‌الله عزیزالله خوشوقت از علمای اخلاق تهران در تلویزیون پخش شد که طی آن ضمن تأکید بر وجود حضرت رقیه(س)، آن حضرت دختر یکی از شهدای کربلا معرفی شد. این اظهار نظر با جنجال برخی رسانه‌ها همراه شد و طی آن شخصیت آیت‌الله خوشوقت مورد هجمه قرار گرفت. این در حالی است که وی خردادماه سال گذشته و در دومین همایش نکوداشت پیشکسوتان حوزه علمیه تهران تجلیل شده بود.

آیت‌الله خوشوقت از بارزترین شاگردان اخلاقی و عرفانی علامه طباطبایی(ره) است و هشدار سه سال پیش وی درباره خطر وقوع زلزله تهران، بسیاری از مردم را به توبه و انابه رهنمون کرد.

به منظور رفع سوء برداشت‌ها از سخنرانی آیت‌الله خوشوقت، نظرات این استاد اخلاق درباره حضرت رقیه(س)، عزاداری و سید بن طاووس در پی می‌آید:

 

*حضرت رقیه(س) جزو عائله امام حسین(ع) در کاروان اسرا حضور داشته است

آیت‌الله خوشوقت با بیان اینکه در تاریخ زندگانی بشر از ابتدا تا انتها هیچ حماسه‌ای مانند حادثه عاشورا بی‌همتا و بی‌نظیر نبوده است، هر یک از حاضران در رکاب امام حسین(ع) در حادثه عاشورا و حتی بعد از آن در کاروان اسرا را دارای امتیازات ویژه‌ای دانست و درباره حضور حضرت رقیه(س) در کاروان اسرا ابراز داشت: در مقاتل نوشته‌اند که حضرت رقیه(س) 3 یا 4 سال سن داشته و جزو اسرا بوده است که حتماً پدرش امام حسین بوده است یا پدرش سایر شهدای کربلا بوده است.

*وظیفه عزاداری برای حضرت رقیه(س)

وی با تأکید بر اینکه حضرت رقیه(س) جزو عائله امام حسین(ع) بوده است، افزود: چون بعضی از علما حضور ایشان را قید کرده‌اند، بنابراین همه کارهایی که در مورد سایر شهدای کربلا انجام می‌دهیم، برای ایشان هم انجام می‌دهیم، مانند عزاداری و به زیارت رفتن ایشان؛ پس چون علما گفته‌اند، ما وظیفه داریم اجرا کنیم و از برکاتش برخوردار شویم.

*عزاداری برای امام حسین(ع) از زمان پیامبر(ص)

آیت‌الله خوشوقت در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه عزاداری برای امام حسین(ع) از زمان جد بزرگوارش حضرت محمد مصطفی(ص) مرسوم بوده است،‌ بیان داشت: از زمان ولادت امام حسین(ع)، پیامبر(ص)،‌ حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) گریه می‌کردند، در آن زمان بهترین روش برای عزاداری گریه کردن بود، اما از زمانی که حکومت شیعه در ایران تشکیل شد، شبیه این عزاداری، در سینه‌زنی و زنجیر‌زنی وارد شد و همه این‌ها عزاداری است.

 

 

برای مشاهده فیلم این سخنان از لینک زیر اقدام کنید:

 

لینک دانلود

 

کاربران گرامی که از سرعت اینترنت پایینی برخوردار هستند، برای شنیدن فایل صوتی جامع نظرات آیت‌الله خوشوقت از اینجا اقدام کنند:

 

 

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 104
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دو شنبه 4 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : علی
 
 
 
 
میجهل همان چیزی است که در کربلا ولی خدا را از قفا سر بریدند و بر این اقدام از هم سبقت می‌گرفتند و خود را با خون حسین(ع) به بهشت وعده می‌دادند. جهل همان است که اکنون زنجیر بر دستان ولی خدا امام سجاد(ع) بسته‌اند و خاندان پاک پیامبر(ص) را چون اسیران در شهرها می‌گرداندند و امروز... درس بگیریم که مبادا روزی از جهل ما علی تنها شود...
هامون به نقل از باشگاه خبرنگاران:
آسمان در برابر اندیشه‌های عاشورا قامت خمیده بود و اشکهایش از غم‌های اجساد مطهری که در کربلا به خاک سپرده بودند تمامی نداشت. گویا غم‌های خاندان پیامبر(ص) تمامی ندارد. این کاروان را با زنجیرهایی بر دست و با نهایت بی‌رحمی به سوی شام می‌بردند و شام این شهری که از حقانیت علی مرتضی(ع) و خاندان پاکش بی‌اطلاع بود.

بر منابرش ناسزا گویی بر علی مرتضی(ع) فخر خطبه خوانان بود و واعظین با احادیث جعلی تنها معاویه و یزید را خاندان رسول خدا(ص) می‌نامیدند و این شهر اکنون کاروانی را در خود می‌بیند که خورشید نور خود را از آنان گدایی می‌کنند. اینان شاهد سری بودند که ستارگان شب‌ها با او نجوا می‌کردتد و به ذکر خدا می‌پرداختند.

آه... ای شام چه بر آل پیامبر(ص) آوردی که امام سجاد(ع) از زجری که بر حرم پاک علی(ع) آمده بود زمانی که از مصیبت‌های کربلا و اسارت یاد می‌کرد سه بار با آه و اشک فرمودند: امان از شام... امان از شام... امان از شام...

کاروان اسیران از دروازه ساعات وارد شدند. شهر را آذین کرده بودند و آیینه‌ها آویخته بودند آری نور در این آیینه‌ها جلوه بزرگی و عظمت خدا بود صدای تکبیر و هلهله از تمام شهر برخاسته بود و سنگینی زنجیرها بر دستان و گردن امام سجاد(ع) سنگینی می‌کرد، امام با تمام درد و رنج اسارت سرخویش را بالا آورد و به آسمان خیره شد.

مردم با دست حرم رسول خدا(ص) را نشان می‌دادند و عده‌ای به این آیینه‌های نور سنگ می‌زند. آری زمانی که قرآن در زنجیر در شهری که جهل در آن حکم فرماست آورده می‌شود مردم به آن سنگ می‌زنند چون نمی‌دانند که این مصحف شریفی است که نور هدایت را با خود به همراه خواهد داشت.

آسمان دیگر طاقت دیدن نداشت مردم شهر الله اکبر می‌گفتند در حالی که بر نیزه سر خون خدا را به سوی شیطان می‌بردند و الله اکبر می‌گفتند. در شهر شیرینی پخش می‌کردند در حالی که خاندان رسول خدا(ص) را به اسارت می‌بردند آری ای آسمان باید بنگری که جهل، ولی خدا را در زنجیر می‌کشد، آه امان از روزی که جهل چشمان بشر را بگیرد.

جهل همان چیزی است که در کربلا ولی خدا را از قفا سر بریدند و بر این اقدام از هم سبقت می‌گرفتند و خود را با خون حسین(ع) به بهشت وعده می‌دادند. جهل همان است که اکنون زنجیر بر دستان ولی خدا امام سجاد(ع) بسته‌اند و خاندان پاک پیامبر(ص) را چون اسیران در شهرها می‌گرداندند و امروز... درس بگیریم که مبادا روزی از جهل ما علی تنها شود...

 

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع

شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع

رشته صبرم به مقراض غمت ببریده شد

همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع

در میان آب و آتش همچنان سرگرم توست

این دل زار نزار اشکبارانم چو شمع

کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت

تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع

آتش مهر تورا حافظ عجب در سر گرفت

آتش دل کی به آب دیده بنشانم چو شمع


یادداشت از عماد اصلانی



:: بازدید از این مطلب : 83
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 29 آذر 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : علی
 
 
می‌خواستم که تنگ در آغوش گیرمت/ یادم نبود زخم سرت درد می‌کند/ با سر چرا به دیدن این دختر آمدی؟/ ‏پای تو مثل همسفرت درد می‌کند؟ ...

گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»؛ امروز شهادت حضرت رقیه(س) است. داغ ادامه دار محرم. داغی که از روز سوم محرم بر دل هر انسانی سنگینی می کند تا اربعین نشود این داغ تسکین نمی یابد.

 

نمی شود داغی دل زینب(س) را بسوزاند ولی دل شیعیان را تا روز اربعین که کنار قبر برادرش می رسد، نشکند. امروز، روز بزرگترین داغ زینب(س) است.

 

به هیمن مناسبت اشعاری از شاعران آیینی کشورمان انتخاب کردیم که به نوعی ما نیز روضه خوان این خانم سه ساله باشیم.

 

خلیل عمرانیامشب سری به گوشه ی ویرانه می زنی؟
گامی در این سکوت اسیرانه می زنی؟


ای روشنای دیده ی دل های تیره بخت
امشب سری به خانه ی پروانه می زنی؟

 

یک لحظه تا غریب دلم حس کند تو را
دستی در این غروب غریبانه می زنی؟

 

درموج گریه از نفس افتاد دخترت
با دست مرگ یک دو نفس چانه می زنی؟

 

گیسوی کودکانه ام آشفته وقت مرگ،
موی مرا برای سفر شانه می زنی؟

 

بابا! دلم برای تو یک ذرّه شد بگو
سر می زنی به دختر خود یا نمی زنی؟

 

مهدی رحیمیسخن آغاز کنم از دهنم یا گوشم؟
که در این­جا دهنم زخم شد آن­جا گوشم


چار انگشت که مردانه و نامحرم بود
پلی از درد زده از دهنم تا گوشم


نبض دارد همه ی صورتم از کثرت درد
شده از شدّت خون قلب من امّا گوشم


پای تا سر همه از شوق تو چشمم امّا
به نسیم سر زلف تو سراپا گوشم


شده حسّاس تر از پیش به گرما چشمم
شده حسّاس تر از قبل به سرما گوشم


وای بابا دهنم، دستم، چشمم، مویم
وای بابا بابا بابا بابا گوشم...


ارث پهلوی شکسته که رسیده ست به گوشم
من هم انگار که رفته ست به زهرا گوشم

 

محمد جواد شرافت
رفتیّ و با غم همسفر ماندم در این راه
گاه از غریبی سوختم گاه از یتیمی


گفتم غریبی، نه غریبی چاره دارد
آه از یتیمی ای پدر، آه از یتیمی

 

من بودم و غم، روز روشن، شهر کوفه
روی تو را بر نیزه دیدم، دیدم از دور


در بین جمعیت تو را گم کردم اما
با هر نگاه خود تو را بوسیدم از دور

 

من بودم و تو، نیمه شب، دروازه ی شام
در چشم من دردی و در چشم تو دردی


من گریه کردم، گریه کردم، گریه کردم
تو گریه کردی، گریه کردی، گریه کردی

 

در این زمانه سرگذشت ما یکی بود
ای آشنای چشم های خسته ی من


زخمی که چوب خیزران زد بر لب تو
خار مغیلان زد به پای خسته ی من

 

علی اکبر لطیفیان
تو را آورده ام اینجا که مهمان خودم باشی
شب آخر روی زلف پریشان خودم باشی

 

من از تاریکی شب های این ویرانه می ترسم
تو را آورده ام خورشید تابان خودم باشی

 

فراقت گرچه نابینام کرده باز می ارزد
که یوسف باشی و در راه کنعان خودم باشی

 

پدرنزدیک بود امشب کنیز خانه ای باشم
به توحق می دهم پاره گریبان خودم باشی

 

اگرچه عمه دلتنگ است اما عمه هم راضی ست
که تواین چند ساعت را به دامان خودم باشی

 

از این پنجاه سال توسه سالش قسمت ما شد
یک امشب را نمیخواهی پدرجان خودم باشی

 

سرت افتاد و دستی ازمحاسن ها بلندت کرد
بیا خب میهمان کنج ویران خودم باشی

 

سرت را وقت قرآن خواندنت برطشت کوبیدند
توبایدبعد از این قاری قرآن خودم باشی

 

کنار تو که از انگشتر و خلخال صحبت کردم
فقط می خواستم امشب پریشان خودم باشی

 

جواد محمد زمانی
پلکی مزن که چشم ترت درد می کند
پر وا مکن که بال و پرت درد می کند

 

‏آن تن که بود خسته این راه درد داشت
‏حتما که قلب خسته ترت درد می کند

 

‏می دانم این که بعد تماشای اکبرت
‏زخمی که بود بر جگرت درد می کند

 

‏با من بگو که داغ برادر چه کار کرد
‏آیا هنوز هم کمرت درد می کند؟

 

‏مانند چوب خواهش بوسه نمی کنم
‏آخر لبان خشک و ترت درد میکند

 

لب های تو کبود تر از روی مادر است
‏یعنی که سینه پدرت درد می کند

 

میخواستم که تنگ در آغوش گیرمت
یادم نبوت زخم سرت درد می کند

 

با سر چرا به دیدن این دختر آمدی؟
‏پای تو مثل همسفرت درد می کند؟

 

کمتر به اسب نیزه سوار و پیاده شو!
‏از هجمه های سنگ سرت درد می کند



:: بازدید از این مطلب : 134
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 29 آذر 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : علی
 
 
 

کهچه بسیار مسیحیان و یهودیانی که به وسیله کاروان اسرا مسلمان شدند و از همه پررنگ‌تر آن که، خانواده یزید و غلامانش با دیدن اهل بیت پیامبر در اسارت از او بیزاری جستند و جزء محبین خاندان عصمت و طهارت شدند.
به  گزارش خبرنگار دین و اندیشه "ندای انقلاب" یکی از شهیدان قیام حسینی که نقش بسیار تاثیر‌گزاری در تبدیل واقعه عاشورا به یک جریان سیال تاریخی داشت، حضرت رقیه (س)، دختر سه‌ساله امام حسین (ع) است (که بارگاه آن حضرت در شهر شام واقع شده است.

«بعد از شهادت امام حسن (ع) و بنا بر وصیت ایشان مبنی بر اینکه همسرشان «ام اسحاق» تنها و بی‌سرپرست نماند، امام حسین (ع) با ام‌اسحاق ازدواج کرده و از ایشان صاحب فرزند دختری به نام «فاطمه صغیره» شدند؛ پس از یک سال ام‌اسحاق بر اثر بیماری درگذشت و کفالت فرزند او را حضرت زینب (س) به عهده گرفت.

فاطمه صغیره که سومین دختر امام حسین (ع) به شمار می‌آید، در دامان پر مهر حضرت زینب (س) پرورش یافت و بنا بر نقل تاریخ، در واقعه عاشورا سه ساله بود؛ وی به نام رقیه شهرت دارد که در خیل کاروان اسرا حضور داشته است.

امام سجاد (ع) نقل کردند، کاروان قبل از رسیدن به شام در منطقه‌ای بیابانی توقف کرد تا یزیدیان آذوقه و آب سپاه را از شهر خریداری کرده و به آنها ملحق شوند.

در این منطقه از شدت گرما هر کس به زیر سایه‌ای رفت و از آفتاب پناه گرفت، در این هنگام حضرت زینب (س) به علت اشتغال به پرستاری از امام سجاد (ع)، برای لحظاتی از فاطمه صغیره بی‌خبر ماند.

به محض اینکه کاروان آماده حرکت شد، حضرت زینب (س) متوجه عدم حضور فاطمه صغیره شد و به جست‌وجوی او پرداخت؛ حضرت همچنان در حال جست‌وجو بود که متوجه شد ملعونی به نام «زجر» فاطمه صغیره را بشدت مورد ضرب و شتم قرار داده و در حالی که موهای رقیه را در چنگ‌ داشت، دختر را به سمت کاروان می‌آورد.

ملعون چنان کودک را مورد ضرب و شتم قرار داده بود که امام سجاد (ع) می‌فرمایند: دندان‌های کودک در دهانش خرد شده بود کودک به محض دیدن زینب (س) خود را به آغوش آن حضرت افکند و بنابر فرمایش امام سجاد (ع) پس از آن آرام نگرفت تا اینکه در خرابه شام پس از دیدن سر مبارک امام حسین (ع) در طبق به شهادت رسید.»

اثبات وجود تاریخی حضرت رقیه (س)


بعضی از مورخین درباره وجود تاریخی حضرت رقیه(س) سعی در شبهه پراکنی دارند، اما با توجه به مستندات تاریخی که در کتاب منتخب التواریخ نقل شده می‌توان به تمام این شک و دودلی‌ها پایان داد.

در قسمتی از این مستندات تاریخی، جریان تعمیر و بازسازی قبر این بانوی سه ساله ذکر شده که بدین صورت است: چندین بار سید ابراهیم دمشقی و خانواده‌اش در عالم رویا خواب این بانوی سه ساله را می‌بینند. در خواب از سید ابراهیم خواسته می‌شود که به نزد والی شام برود و از او بخواهد که قبر را تعمیر کنند؛ زیرا داخل قبر آن حضرت آب جمع شده بود و جسم مطهر ایشان معذب بود. والی شام با مطلع شدن از این جریان از علما شیعه و سنی خواست که غسل کنند و در نزد مرقد آن بانو جمع شوند و قرار بر این شد که قفل به دست هر شخصی باز شد، متصدی نبش قبر و تعمیر آن شود. قفل تنها به دست سید ابراهیم دمشقی که نسبش منتهی به سید مرتضی علم الهدی می‌شود، باز شد و بدن شریف آن حضرت را به مدت سه روز از قبر خارج کردند و به تعمیر آن پرداختند. (به‌منظور اطلاع از جزئیات بیشتر به کتاب لهوف سیدبن طاووس مراجعه شود)

جریان شهادت حضرت رقیه(س)


دختر سه ساله اباعبد الله الحسین (ع) که در سفر کربلا همراه با اسراى خاندان عصمت و طهارت بود، با ایشان وارد شهر شام، مقر حکومت یزید ملعون شد. به دستور یزید اسرا در خرابه‌ای که در نزدیکی قصر بود سکنی داده شدند. حضرت رقیه که کودکی سه ساله بود، شبی بسیار گریست و بى‏تابى کرد و پدر را خواست.

خبر به یزید رسید و او در کمال قساوت قلب دستور داد سر مطهر امام حسین (ع) را نزد او بردند و او از این منظره بیشتر رنجور و دلتنگ شد و در همان شب در خرابه شام (که محل موقت اقامت اسرا بود) جان داد و در همان محل به خاک سپرده شد. اینک حرمى بزرگ و با شکوه براى آن مخدره بزرگوار بنا شده که زیارتگاه دوستداران اهل بیت است.

نقش موثر حضرت رقیه(س) در تبدیل واقعه عاشورا به یک جریان سیال تاریخی

جریان کربلا محدود به واقعه عاشورا نیست؛ چراکه پس از آن با ادامه حرکت کاروان اسرا، مبارزه خاندان اهل بیت با یزید همچنان ادامه داشت. ادامه نهضت حسینی را می‌‌توان از خطبه‌های غرای امام سجاد (ع) تا نقش بیدارگری حضرت زینب(س) در شهر‌های بزرگی چون کوفه و شام دانست.

چه بسیار مسیحیان و یهودیانی که به وسیله کاروان اسرا مسلمان شدند و از همه پررنگ‌تر آن که، خانواده یزید و غلامانش با دیدن اهل بیت پیامبر در اسارت از او بیزاری جستند و جزء محبین خاندان عصمت و طهارت شدند.

حضرت رقیه (س) یاقوتی درخشنده در شهر شام

نهضت حسینی با یادگار گذاشتن نشانه‌ای گران‌قدر (حضرت رقیه) در شهر شام باعث دگرگونی عمیق و تغییری شگرف در شهر شام شدند؛ زیرا شهر شام از زمان عثمان، خلیفه سوم تحت امارت معاویه بوده و به گواهی تاریخ او از همان زمان در تدارک تشکیل حکومت بنی‌امیه بود.

پس از مرگ عثمان و به حکومت رسیدن امام علی(ع) معاویه حاضر به بیعت با امام نشد و از ایشان امارت شهر شام را درخواست کرد و به سبب آن که امام امارت شهر شام را به وی واگذار نکرد، جنگ صفین و ماجرای حکمیت روی داد.

جریان‌سازی خطرناک معاویه علیه اسلام


پس از مرگ عثمان و به قدرت رسیدن معاویه او دست به جنایات بسیار عجیب و خطرناکی در عالم اسلام زد. اثرات ظلمی که معاویه در حق اسلام و مسلمین کرد قابل توصیف و شمارش نیست.

از جمله آن می‌توان به رواج سب و لعن امام علی (ع) و جعل احادیث احادیث پیامبر اشاره کرد. در کتاب أسرار آل محمد علیهم السلام نقل شده: معاویه قاریان اهل شام‏ و قاضیان آن را فرا خواند و به آنان ‏اموالى داد و ایشان را در نواحى و شهرهاى شام پراکنده ساخت. آنان هم مشغول به نقل روایات دروغین شدند و پایه‏هاى باطلى را براى مردم پایه‏گذارى کردند. آنان به مردم چنین خبر مى‏دادند که على علیه السلام عثمان را کشته و بدین وسیله اهل شام را به معاویه متمایل کردند و همه اهل شام متفق الکلمه شدند.

برنامه بیست‌ساله معاویه بر ضد ولایت امیرالمؤمنین (ع)


معاویه این برنامه را بیست سال ادامه داد و در تمام مناطق تحت حکومتش آن را اجرا مى‏کرد، تا آنکه اراذل شام و یاران باطل نزد او آمدند و بر سر غذا و آب او نشستند.

او به آنان اموال مى‏داد و براى ایشان زمین‌ها را قسمت مى‏کرد و خوراکى و نوشیدنى به آنان مى‏خورانید، تا آنجا که خردسالان با این برنامه بزرگ شدند و بزرگسالان پیر شدند و عرب‌هاى بیابانى با این عقاید به شهرها کوچ کردند. اهل شام لعن شیطان را ترک کردند و بر على(ع) لعن کردند و نوشته‏اى هم به همه شهرها براى کارمندانش نوشت: «امانم را برداشتم از کسى که حدیثى در مناقب على بن ابى طالب یا فضائل اهل بیتش نقل کند و چنین کسى عقوبت را بر خودش روا داشته است.»

بارگاه حضرت رقیه در شهر شام تبدیل به مرکزی برای تبلیغ تشیع شد


به یمن حضور این مخدره بزرگوار در قلب حکومت امویان، راه گم‌کردگان طریق ولایت به سمت اهل بیت هدایت می‌شوند و مَثَل آن شهید خردسال همانند مناری است که انسان‌های سرگردان را نجات می‌دهد. همچنین از اثرات وجودی حضرت رقیه (س) کم اثر شدن جنایاتی بود که معاویه ملعون در حق اسلام انجام داد؛ زیرا مرقد آن مخدره تبدیل به مرکزی برای تبلیغ شیعیان شد.

پيامك به مناسبت شهادت حضرت رقيه (سلام الله عليها)


این سه سالگی اوست که در ویرانه‏ای کنار کاخ سبز، به اهتزاز درآمده و مکر خاندان ابوسفیان را به زانو درآورده است
* * * * * * * * * *
پدر آمد دل شب گوشه ویرانه به خوابم
ریخت از دیده بسی بر ورق چهره گلابم
گفت رویت ز چه نیلی شده زهرای سه ساله
مگر از باغ فدک بوده به دست تو قباله
* * * * * * * * * *
هر چه آمد به سرت من سر نی بودم و دیدم
آن چه را زخم زبان با جگرت کرد شنیدم
تو کتک خوردی و من بر سر نی آه کشیدم
این بلایی است که روز ازل از دوست خریدم
* * * * * * * * * *
عمه جان باغ ولایت ثمر آورده برایم
عوض میوه نایاب سر آورده برایم
سر باباست که خون جگر آورده برایم
صورت غرقه به خون از سفر آورده برایم
* * * * * * * * * *
گریه نکن! خرابه‏های شام، گهواره توست هزاران فرشته برایت آغوش گشوده‏اند، گریه نکن! ارکانِ این هنگامه، روزی بر صخره‏های تاریخ نوشته خواهد شد
* * * * * * * * * *
آه ای دوشیزه شب‏های شیون و شعر! از این پس بر آغوش خسته ویرانه‏ها، خوابِ پروانه‏هایی را می‏بینی که بر شاخه‏هایِ نازکِ احساست یخ می‏زنند.
* * * * * * * * * *
ای شام! ای پیچیده در حرارت عصیان! محکم‏تر بزن این تازیانه‏های پی در پی را که فردا از جای تازیانه‏ها، هزاران بهار جوانه خواهد زد. خرابه‏هایت، آرامگاه ملایکی‏ست که بر دیواره‏های ویرانِ شرم سر می‏کوبند
می‏روی و کوچکی دنیا را به طالبانش وامی‏گذاری. اندوهت را بر صورت خرابه می‏پاشی و می‏گذری تا به لبخندی ابدی بپیوندی.
* * * * * * * * * *
گرچه سه سال بیشتر ندارد، اما صدسال شکایت از این اندک سال دارد؛ شکایت‏هایی که تاب باز گفتن‏شان را ندارد. بغض‏ها روی هم جمع شده است و به یک‏باره می‏خواهد فوران کند
* * * * * * * * * *
نبودی طعنه خار بیابان پای ما را زد *** زبان کوفه خیلی حرف‏ها را پشت بابا زد
میان راه دستی گوشوار از گوش من چید و *** به دور از چشم‏هایت زخم سیلی بر رخ ما زد.


:: بازدید از این مطلب : 151
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 29 آذر 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : علی



:: بازدید از این مطلب : 107
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 29 آذر 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : علی
 
 
 
 

کهچون کاروان اسرا به در دروازه رسیدند ساعت‌ها در آنجا معطل شدند تا یزید ملعون اجازه ورود به شهر را صادر کند حال آن که ...

گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»، زینب صارم؛ آغاز ماه صفر را بی شک می توان تجدید غم و اندوهی شدید برای حضرت صاحب الزمان (ع) دانست؛ چرا که آغاز این ماه مصادف با ورود اهل بیت و سادات به شهر شام، مرکز خلافت امویان است.


امام سجاد (ع) از شهر شام به عنوان بدترین و نامناسب‌ترین منزل اسارت تعبیر کردند


هرچند ورود کاروان اهل بیت به شهر شام سبب نفوذ پیام عاشورا در قعر و بطن حکومت بنی امیه شد و حتی ادیان و مذاهب دیگر و برخی از جهال شهر شام و حتی خاندان و نزدیکان یزید از واقعیت و حقیقت قیام امام حسین (ع) مطلع و آگاه شدند و بستری مناسب برای اعتلای صدای حق و حقیقت فراهم شد، اما رفتار نامناسب شامیان و خاندان ابی‌سفیان با اهل بیت پیامبر و آل علی (ع) تا آن جا ددمنشانه بود که امام سجاد (ع) از شهر شام به عنوان بدترین و نامناسب ترین منزل اسارت تعبیر کردند.


شهر شام؛ محلی که در آن مخالفان و معاندین اهل بیت رشد و نظام یافتند


تاریخ شهر شام در سال 61 هجری شاهد منصف و گواه مستندی بر ظهور ظلم و جور آل ابی‌سفیان بر فرزندان پیامبر خدا است. این شهر که قلب و مرکز حکومت بنی امیه بود و در آن مخالفان و معاندین اهل بیت رشد و نظام یافته بودند با قلب هایی پر از کینه و حسادت منتظر استقبال و برخورد با اهل بیت پیامبر و فرزندان علی (ع) بودند.


از آغاز ورود اهل بیت به شهر شام مصیبت‌ها و فجایع جدیدی بر علیه اهل بیت صورت گرفت. به گواه تاریخ حضرت ام‌کلثوم از شمر (لعنه الله علیه) درخواست کرد که کاروان اسراء را از دروازه ای به شهر داخل کنند که تماشاگران و نظاره کنندگان کمتر باشند اما آن ملعون کاروان اسراء را از دروازه ای به نام حلب وارد نمود که ازدحام خلق بیشتر بود. (1)


کاروان اسراء و ساعت‌ها معطلی پشت دروازه شام برای صدور اجازه یزید ملعون


چون کاروان اسرا به در دروازه رسیدند ساعت ها در آنجا معطل شدند تا یزید ملعون اجازه ورود به شهر را صادر کند حال آن که یهود و نصاری بی اذن داخل می شدند. از آن روز، آن دروازه به علت معطل نگه داشتند آل رسول الله به «ساعات» معروف شد. (2)


کارگزاران یزید اسراء را ساعت‌ها در کوچه و بازار شام گرداندند در حالی که فریاد می‌زدند ...


به گواه تاریخ از صبح گاه که کاروان اسراء وارد شهر دمشق شد، تا زمانی که به قصر یزید وارد شدند هنگام شب بود. حال آن که به نقل مورخین از دروازه تا قصر یزید مسافت طولانی نبود، بلکه در آن ساعات در کوچه و بازار شهر گردانیده می‌شدند و فریاد می‌زدند: «ای اهل شام! اینها اسیران اهل بیتی هستند که خدا آن ها را لعنت کرده است.»


بی احترامی و هتک حرمت های فراوانی نه تنها به کاروان اهل بیت، بلکه به سرهای شهدای کربلا شد که در کتب معتبر تاریخی به تواتر نقل شده است. امام سجاد (ع) نیز در حدیثی مفصل از هفت مصیبت و درد جانکاه که در شهر شام بر اهل بیت گذشته بود با نعمان بن منذر مداینی سخن گفتند.


در حقیقت شهر شام را می توان مصداق مردمی بی بصیرت دانست که با زبان های خود اقدام به کشتن اهل بیت کردند چنانچه در زیارت امام حسین (ع) می‌خوانیم: «وَ قَتَلَ‏ اللَّهُ‏ مَنْ‏ قَتَلَکَ‏ بِالْأَیْدِی وَ الْأَلْسُن‏»؛ خداوند هلاک کند کسی که تو را با دست و زبان کشت.


هتک حرمت اهل بیت با زبان مصداقی دیگر از کشتن و شهادت اهل بیت است


مصداق شهادت امام حسین (ع) به دستان آلوده و ناپاک کوفیان و شامیان روشن و واضح است، اما هتک حرمت و انکار حق اهل بیت با زبان نیز مصداقی دیگر در کشتن و شهادت اهل بیت و امام حسین (ع) است.


بعد از حادثه عاشورا دردناک‌ترین مکان و اتفاقات در شام برای اهل بیت رخ داد و با مطالعه دقیق تاریخ می‌توان به این نکته پی برد که شامیان با زبان‌های خود بار دیگر امام حسین (ع) را به شهادت رساندند.


برای تبیین بیشتر موضوع لازم است که به فراز قبلی زیارت‌نامه توجه کنیم که آمده است: «وَ أَنْتَ الصَّادِقُ الْمُصَدَّقُ وَ قَتَلَ‏ اللَّهُ‏ مَنْ‏ قَتَلَکَ‏ بِالْأَیْدِی وَ الْأَلْسُن‏» تو راست گو و تصدیق شده بودی و خداوند بکشد هرکه تو را با دست و زبان کشت.


شهادت به صادق بودن امام حسین (ع) اشاره اصلی به عقیده امامت و جانشینی آن حضرت دارد و این که ادعای ایشان در برابر ولایت و حق حکومت صادق و راست بوده و از طرف خداوند نیز تایید و تصدیق شده است.


شامیان کاروان اسراء و امام سجاد (ع) را خارجی خطاب می‌کنند


زمانی که شامیان کاروان اسراء و امام سجاد (ع) را خارجی خطاب می‌کنند و امام حسین (ع) را با زبان نامبارکشان ملعون خطاب می‌کنند؛ در حقیقت بار دیگر دست خود را به خون امام حسین (ع) آغشته کرده اند.


در واقعیت وجود مبارک امام حسین (ع) را می توان مانند حقیقتی زنده و سبز در تاریخ دانست که هتاکان و معاندین سعی در محو کردن آن داشته و دارند. شاید در روز عاشورا زمان یارای شیعیان نبود تا از امام خود حمایت کنند و با بدن های خویش از آل علی(ع) و مخدرات حرم حفاظت کنند، اما امروز تاریخ باید با زبان های خود به دفاع از حقوق اهل بیت بپردازند.


افرادی شاهد رواج شبهات مهدویت و انکار وجود امام زمان (ع) هستند و قدم مثبتی بر نمی دارند مانند ...


کسانی که امروز شاهد و ناظر کتمان حق اهل بیت با زبان و رسانه ها هستند و هیچ عکس العمل مناسبی از خود نشان نمی دهند در حقیقت در قبال کشتن دوباره امام حسین (ع) سکوت کرده اند. همان گونه که همه شیعیان معتقدند خط سرخ عاشورا به قیام سبز مهدی(ع) ختم خواهد شد. افرادی که در جامعه شاهد رواج شبهات مهدویت و انکار وجود امام زمان (ع) هستند و در این مسیر قدم مثبتی بر نمی دارند به مانند افرادی می مانند که با زبان های هود در کشتن و شهادت امام شریک بودند.


طولانی شدن زمان غیبت بی شک یکی از بزرگترین بسترهایی است که باعث لغزش و خطای برخی محبین اهل بیت خواهد شد به وسیله زبان ها و اعمال خود یاد امام زمان (ع) را در جامعه پر رنگ نگه داریم و اجازه ندهیم با رواج و بی پاسخ ماندن شبهات بستری تازه برای ظلم بیشتر به اهل بیت فراهم شود.


پی‌نوشت:
1_ طریق الکرام / 152 _ معالی السبطین2/ 134 و 140  
2_ مدینه المعاجز 4/ 109



:: بازدید از این مطلب : 169
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 28 آذر 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : علی
 
 

 

 
 
استعبور كاروان ضريح جديد امام حسين(ع) از برخي شهرهاي كشور و استقبال بي‌نظير مردم حسيني ايران از آن به حدي بود كه رسانه‌هاي اپوزيسيون و ضد انقلاب نتوانستند خشم خود را در قبال اين مسأله پنهان كنند.

گروه مانيتورينگ: عبور كاروان ضريح جديد امام حسين(ع) از برخي شهرهاي كشور و استقبال بي‌نظير مردم حسيني ايران از آن به حدي بود كه رسانه‌هاي اپوزيسيون و ضد انقلاب نتوانستند خشم خود را در قبال اين مسأله پنهان كنند.

به گزارش بولتن نيوز، بر اين اساس طي هفته‌ي اخير انبوهي از مطالب و مصاحبه‌ها در سايت‌ها و وبلاگ‌هاي وابسته به جريان اپوزيسيون داخلي و خارجي منتشر شد تا حداقل بتوانند اندك تأثيري منفي، بر افكار عمومي مردم داشته باشند.

براي مثال سايت "روز آنلاين" به مصاحبه‌ي با حجت الاسلام حسین ابراهیمی، عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز پرداخت تا بتواند از ميان سخنان وي، سوژه‌اي براي خود دست و پا كند. گر چه با جواب‌هاي منطقي جناب ابراهيمي مواجه شد.

ابراهيمي در گفت و گو با "روز آنلاين" به "استقبال پرشکوه مردم" از ضریح جدید امام حسین اشاره کرد و گفت: "ارادت و محبت به آن حضرت در جان و دل شیعیان و به خصوص ایرانیان است." او اضافه کرد: "استقبالی که از ضریح مقدس آن حضرت شد، بیانگر عشق به امام حسین است وگرنه فلز چه ارزشی دارد؟"

رئیس سابق مرکز رسیدگی به امور مساجد ادامه داد: "فلز در بازار زیاد است ولی هیچگاه مورد توجه نیست. عشق و علاقه به امام حسین است که موجب می شود ضریح آن حضرت نیز اینهمه مورد توجه قرار بگیرد."

نويسنده‌ي مطلب كه گويا از جواب‌هاي حجت الاسلام و المسلمين ابراهيمي ناراضي و ناراحت بود، تصميم گرفت زمين بازي را تغيير داده و اين مسأله را مرتبط با مشكلات معيشتي مردم كند. وي نوشت:

"کاربران شبکه های اجتماعی و اینترنت در روزهای اخیر این پرسش را زیاد طرح می کنند که با وجود اینهمه فقر و مشکلات معیشتی در کشور، چرا باید میلیاردها تومان از سرمایه ایرانیان صرف ساخت ضریح جدید برای حرم امام حسین بشود؟"

اما وي وقتي اين مسأله را با ابراهيمي در ميان گذاشت و از او نظر خواست، جواب شنيد: "بازسازی عتبات عالیات و ساخت ضریح حرم مطهر امام حسین که به دولت و بحران اقتصادی ربط ندارد، همه اینها کار خود مردم است."

او اضافه کرد: "اینها که برای مردم چیزی نیست. در ایام عزای امام حسین چند هزار میلیارد تومان برای طعام نذری در کشور توسط همین مردم هزینه می شود. این هم کار دولت است؟"

در همين حال، سايت راديو فردا وابسته به سازمان جاسوسي ايالات متحده نيز وارد معركه شد. اين سايت در مطلبي كه به قلم شخصي كه خود را مثلا «جامعه شناس» معرفي كرده است، نظريه‌ي جالبي عنوان كرد. او معتقد است اين كار به هيچ‌وجه ربطي به دين و مذهب و امام حسين(ع) نداشت و اگر هر شيء بزرگ ديگري در اين ابعاد نيز وارد شهر مي‌شد، با استقبال مردم مواجه مي‌گرديد!

اين نويسنده كه گويا از عصبانيت زياد، قوه‌ي عاقله‌ي خود را از دست داده است، چنين بيان كرد:

"شما در هر شهر دنیا با هر گونه ترکیب جمعیت و با هر نوع مذهب و ساختار اقتصادی و اجتماعی اعلام کنید که یک شیء عظیم ۱۲ تنی با ۲۲ متر طول، دارای ۱۲۰ کیلو طلای ۱۸ عیار و چهار هزار و ۵۰۰ کیلو نقره و پنج هزار کیلو چوب وارداتی از آسیای جنوب شرقی (مشخصات ضریح جدید) که پنج سال صرف ساختن آن شده، ده‌ها هنرمند بر روی آن کار کرده‌اند و ده‌ها میلیارد تومان ارزش دارد قرار است از شهر آنها رد شود و این کار با تبلیغات رسانه‌های عمومی و تعطیلی شهر همراه شود. خواهید دید که این شیء، هر چه باشد هزاران نفر در مسیر آن برای تماشا قرار خواهند گرفت(!!!)

هیچ گروه و دسته و مکتب و ایده و حکومتی به جز طلا و نقره و وزن و طول و قیمت نمی‌تواند اعتبار این گردهمایی‌ها را به تنهایی به خود اختصاص دهد، گرچه آنها که این شیء را برساخته‌اند (چه با بودجه‌های عمومی و چه با کمک‌های مردمی، که در این مورد خاص سهم آنها روشن نیست) به نمادها و نشانه‌هایی که احساسات مردم را نشانه می‌روند توجه کافی کرده‌اند."

وي ادامه داد:

"وقتی چنین ماجرایی به راه می‌افتد حرکتی در جریان است و اموری غیر عادی در جریان زندگی خسته‌کننده روزمره قرار است اتفاق بیفتد. اگر مردم در این صحنه‌ها حضور پیدا نکنند باید تعجب کرد. در همه جای دنیا برای این نیاز در ایامی از سال کارناوال درست کرده‌اند تا بدون خطر و بدون سوء استفاده سیاسی مردم به خیابان بیایند و امور مفرح، سرگرم‌کننده، غیر عادی و غیر مضر (مثل کیک ۳۰ تنی، ساندویچ چند متری، اژدهایی که از دهانش آتش می‌بارد یا گروه‌های رقصنده و نوازنده) را تماشا کنند."

البته وي عنوان نكرد كه حتي اگر نظريه‌ي مضحكانه‌ي او را بپذيريم، اين همه عشق و ارادت و محبت مردم ايران نسبت به امام حسين(ع) را چگونه مي‌توان توجيه كرد؟ آيا مردم با ديدن هر شيء ديگري هم، به همين مقداري كه عاطفه و احساسات از خود نشان دادند، عمل مي كردند؟ يا دليل اين همه عشق و احساس مردم از روي انتساب اين شيء (ضريح جديد) به امام حسين (ع) بوده است؟

البته نويسنده در پايان، نتوانسته حرص خود را پنهان كند و مقصود اصلي مطلب خود كه همانا افزايش چشم‌گير مذهب در جامعه‌ي ايران است را بيان نكند. وي اينگونه نوشت:

"نسل تازه‌تر اسلامگرایان مخالف حکومت که خود دهه‌ها رنج زندگی تحت حکومت اسلامگرایان تمامیت‌خواه را بر خود خریده‌اند، اکنون با گذر از یگانگی دین و سیاست و پذیرش محوریت انسان و عقلانیت دنیوی و در کنار به چالش کشیدن حکومت دینی باز هم می‌خواهند با به رخ کشیدن قدرت مذهب در جامعه ایران (با اتکا به رفتن مردم به کاروان مذهبی) برای دینداران سیاسی، اقتداری اجتماعی فراتر از دیگر گروه‌های اجتماعی دست و پا کنند. درسی که آنان به سکولارها می‌خواهند بدهند آن است که از قدرت مذهب در ایران غفلت نکنید و به همان دامی بیفتید که پنج دهه است نواندیشان و روشنفکران و اصلاح‌طلبان دینی افتادند، یعنی استفاده از مذهب برای بسیج سیاسی و بالا رفتن از نردبان قدرت."

بر اين اساس، به نظر مي‌رسد عبور كاروان ضريح امام حسين(ع) توانست بار ديگر ميزان دين‌داري و نفوذ مذهب را در جامعه‌ي ايران نشان دهد. موضوعي كه در سال‌هاي اخير، همه‌ي رسانه‌هاي اپوزيسيون و ضد انقلاب سعي در كتمان آن داشتند.

اين موضوع آن‌قدر عيان و شفاف بوده و هست كه حتي شبكه دولتي انگليس نيز نتوانست آن را پنهان كند و در تحليلي با اشاره به استقبال بي نظير مردم شهرهاي مختلف ايران از ضريح مطهر حضرت امام حسين(ع) نوشت: "بهانه نگارش اين تحليل، نه فقط مشاركت بخش هاي مهمي از جامعه ايران در آيين هاي عزاداري دهه نخست محرم و عاشورا كه همچنين حضور معنادار و تأمل برانگيز درصد قابل توجهي از شهروندان ايران در شهرهاي مختلف و در مراسم استقبال از «ضريح امام حسين» در مسير انتقال آن به كربلاست.

گزارش هاي تصويري و خبري كه خبرگزاري هاي مختلف داخل ايران از اين رخداد (استقبال از ضريح در مسير) منتشر كرده اند، بسيار قابل تأمل و نشان دهنده واقعيت هايي غيرقابل انكار در كشور است. اين همان نكته اي است كه نگارنده مايل است توجه مخاطبان سكولار خود، به ويژه كنشگران سياسي عرفي را به آن جلب كند."

تحليلگر بي بي سي ادامه داد: "بركنار از نسبت لايه هاي اجتماعي با حكومت ديني مستقر در ايران، و نيز مستقل از حاكميت اقتدارگرايان، شواهد مهمي از تداوم رويكردهاي مذهبي و زندگي مبتني بر نقطه عزيمت هاي ديني در بخش مهمي از جامعه ايران وجود دارد. برخي نظرسنجي هاي معتبر كه در سال هاي گذشته در كشور انجام شد (از جمله دو پيمايش ارزش ها و نگرش هاي ايرانيان) چنين مدعايي را تأييد مي كنند. بنابراين كنشگران سكولار ناگزير به مواجهه واقع بينانه و مدبرانه با اين واقعيت اجتماعي در ايران هستند."

بي بي سي خواستار توجه گروهك هاي ضد انقلاب به «حساسيت ها و درك تعصب ها و رعايت حوزه هاي مقدس باورهاي مذهبي اقشار متدين» شد و افزود: "بي توجهي به اين عرصه ها و مفاهيم، مي تواند آسيب هاي معنادار و هزينه هاي سنگين براي نيروهاي سكولار در برداشته باشد. اين، نكته اي است كه متأسفانه از سوي برخي كنشگران سياسي سكولار و فعالان رسانه اي عرفي ناديده گرفته مي شود، و همزمان موجب ريزش بخش هايي از حاميان و همراهان جنبش تغييرخواهي مي گردد. رويكردهاي مذهبي در ايران ضعيف نشده يا به حاشيه نرفته است."



:: بازدید از این مطلب : 100
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 28 آذر 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : علی
 

یکی از مسئولان برگزاری پنجمین کنگره آماده‌سازی کربلا برای زیارت اربعین امام حسین(ع)، اعلام کرد: بیش از 6 هزار هیئت عزاداری اربعین حسینی در کربلا حاضر می‌شوند.

خبرگزاری فارس: بیش از 6 هزار هیئت عزاداری اربعین حسینی در کربلا حاضر می‌شوند
  •  
  •  
  •  

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از خبرگزاری عراقی ابا، بخش دسته‌های و هیئات حسینی عراق و جهان اسلام وابسته به دو آستان مقدس حسینی(ع) و عباسی(س) کنگره پنجم خود را برای آماده‌سازی اوضاع برای زیارت اربعین امام حسین(ع) برگزار کرد.

بنابر این گزارش در این کنگره نمایندگان و مسئولان هیئات و دسته‌های حسینی از استان‌های مختلف عراق و مسئولان بخش‌های خدماتی استان کربلا حضور داشتند.

ریاض نعمه السلمان از مسئولان برگزاری این کنگره گفت: در کنگره پنجم مهمترین توصیه‌ها بررسی شد و هماهنگی‌هایی با فرماندهان پلیس صورت گرفت.

وی افزود: در سال گذشته بیش از 5 هزار و 700 هیئت در مراسم اربعین حسینی در کربلا شرکت کردند که در سال جاری این تعداد به بیش از 6 هزار هیئت خواهد رسید.

در همین حال آستان مقدس امام حسین(ع) در آستانه اربعین حسینی اقدام به خرید 80 اتوبوس برای انتقال زائران حرم امام حسین(ع) کرده است که عملا با این اقدام ناوگان این آستان به 650 دستگاه اتوبوس می‌شود.



:: بازدید از این مطلب : 143
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 22 آذر 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : علی
 
 
 

مردممسئول ستاد بازسازی عتبات عالیات در خوزستان با اشاره به اینکه دست وهابیت برای مردم رو شده است، گفت: حرکت مردم در استقبال از ضریح عشق، عمال آمریکا و صهیونیست را رو سیاه کرد.

هامون به نقل از باشگاه خبرنگاران:

حجت الاسلام والمسلمین سید محمود موسوی در اهواز اشتیاق و شور مردم خوزستان در استقبال از کاروان سفینةالنجاة را وصف‌ناپذیر دانست و اظهار داشت: حضور مردم در استقبال از ضریح نور به گونه‌ای است که قدرت تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی را از همگان سلب کرده و عشق آنان است که زمان حرکت ضریح عشق را تعیین می‌کند.

نماینده ولی فقیه در سپاه حضرت ولیعصر (عج) خوزستان با بیان اینکه در طول حرکت کاروان سفینةالنجاة جز عشق و ارادت به ساحت مقدس اهل بیت (ع) چیزی مشاهده نکردم، اضافه کرد: باید شبکه‌های خارجی که این‌قدر علیه ملت ایران تبلیغ می‌کنند و قصد جداکردن آن‌ها از اعتقاداتشان را دارند، این حضور گسترده را ببینند و بدانند که ملت ما در راه ارزش‌های خود، از تمام هستی می‌گذرد.

وی عشق و محبت مردم ایران به خاندان پیامبر اعظم‌ (ص) به ویژه حضرت اباعبدالله‌الحسین‌ (ع) را در دنیا بی‌نظیر دانست و خاطرنشان کرد: مردم نقاط مختلف با طی کردن مسیرهای طولانی با پای پیاده و برهنه برای زیارت ضریح عشق سر از پا نمی‌شناسند و از هم سبقت می‌گیرند.

اهل بیت (ع)؛ واسطه فیض

مسئول ستاد بازسازی عتبات عالیات در خوزستان شور و نشاط معنوی و در صحنه بودن را از خصوصیات بارز شیعیان عنوان کرد و اظهار داشت: شیعه مولا علی‌ (ع) باید همیشه جوش و خروش دینی داشته باشد و این حضور معنادار مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی است.

موسوی شور و عشق مردم را نشانه‌ای از دوستی و پیوند خالصانه مردم ایران با اهل بیت (ع) دانست و گفت: این حضور گسترده یک نوع محبت به اهل بیت (ع) و حفظ شعائر اسلامی است که دشمنان هم خودشان می‌دانند و برایشان روشن است.

وی با اشاره به شبهاتی که از سوی وهابیون در شبکه‌های ماهواره‌ای و فضای مجازی ایجاد شده نیز تاکید کرد: آن‌ها دستشان برای مردم رو شده و با آن شیطنت که از جنس ناخالصی دارند این شبهات را وارد می‌کنند.

موسوی با بیان اینکه مردم ما به اسم مقدس حضرت اباعبدالله الحسین (ع) خود را متبرک می‌کنند، افزود: تمام کسانی که در کنار ضریح عشق قرار می‌گیرند به امام حسین (ع) و اهل بیت (ع) متوسل می‌شوند زیرا آن‌ها واسطه فیض هستند و پیش خداوند آبرو دارند.

وی ادامه داد: ما شیعیان با توسل به امامان معصوم (ع) به خداوند نزدیک می‌شویم و شبهات مطرح شده اثری در اعتقادات راسخ ملت بزرگ ایران ندارد.

کاروان سفینه النجاه بیش از یک هفته است در خوزستان حضور دارد و شهر به شهر و روستا به روستا از عطر ضریح خامس آل عبا آکنده و لبریز است./س



:: بازدید از این مطلب : 85
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 22 آذر 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : علی
 

 

خبرگزاری فارس: «شمر بن ذی‌الجوشن» جانی شماره یک حادثه کربلا، توانست از معرکه کوفه جان سالم به در برد. مختار، غلامی به نام «زربی» را همراه گروهی 10 نفره مأمور پیدا کردن او کرد.

خبرگزاری فارس: همه جنایت‌های پسر ذی‌الجوشن/ مختار چگونه شمر را مجازات کرد
  •  
  •  
  •  

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، «شمر بن ذی‌الجوشن» این جانی شماره یک حادثه کربلا، در رأس لیست سیاه مختار بود، باید به هر قیمتی این جنایتکار دستگیر و مجازات می‌شد. وی پس از واقعه جنگ شورشیان کوفه با مختار که فرماندهی چند گروه را به عهده داشت، متواری شد. 

*سوابق و پرونده سیاه «شمر»

شمر بن ذی‌الجوشن از سران و شجاعان مردم کوفه بود، وی در زمان علی(ع) جزو شیعیان و طرفداران حضرتش به شمار می‌آمد، او در جنگ صفین از افراد تحت فرمان امیرمؤمنان بود و در جنگ با معاویه شرکت داشت و شجاعی از خود نشان داد، وی در یکی از روزهای جنگ صفین، که آتش جنگ سخت زبانه می‌کشید، وارد میدان شد و مبارز طلبید، از میان لشکریان معاویه مردی به نام «ادهم بن محرز» به مقابله با او شتافت و به هم حمله‌ور شدند، ادهم، شمشیری محکم بر شمر فرود آورد که به شدت او را مجروح کرد و شمر نیز شمشیری بر رقیب خود فرود آورد که چندان اثر نکرد، شمر به لشکر برگشت و به شدت تشنه بود، کمی آب خورد و مجدداً به میدان رفت و در حالی‌که رجز می‌خواند، رقیب را به مبارزه طلبید، وی به مقابل «ادهم» آمد و او را خوب می‌شناخت و در حالی‌که او نیز بدون ترس در مقابل او ایستاده بود، شمر با نیزه ضربتی بر او فرود آورد که او را از اسب بر زمین افکند و شمر با شادی فریاد زد: این ضربت، به جای آن ضربتی که بر من زدی و به لشکرگاه برگشت.

اما شمر هم همانند بسیاری از مردم کوفه، در راه خود استوار نماند و بعدها به خاطر روح نفاقی که در او بود، به جرگه دشمنان درآمد و از حامیان سرسخت حکومت اموی شد، کتاب «ماهیت قیام مختار» نوشته حجت‌الاسلام سید ابوفاضل رضوی درباره جرم‌های شمر و نحوه کشته شدن او توسط مختار چنین می‌نویسد:

* جُرم‌هایی که شمر مرتکب شد

-شمر، در جریان شهادت مسلم بن عقیل در کوفه، نقش مهمی داشت.

-هنگامی که عمر سعد از کربلا نامه‌ای مسالمت‌آمیز برای ابن‌ زیاد نوشت که کار به جنگ نکشد، شمر در جلسه ابن ‌زیاد بود، گفت: حسین هرگز تسلیم نمی‌شود و جز جنگ راهی باقی نمانده و ابن ‌زیاد را تشویق در جنگ با امام حسین کرد.

-شمر نامه‌ای از ابن‌ زیاد گرفت و در رأس گروهی مسلح، وارد کربلا شد و مأمور بود اگر عمر سعد با امام حسین(ع) نجنگد او را عزل و خود فرماندهی کل نیروها را به عهده بگیرد.

-شمر به محض ورود به کربلا، در روز تاسوعا عمر سعد را تهدید کرد که در کار امام حسین(ع) مسامحه نکند و بین او و عمر سعد مشاجره لفظی تندی پیش آمد.

-شمر در فاجعه کربلا، به دستور عمر سعد، فرماندهی سپاه چپ لشکر کفر و شام را به عهده داشت.

-روز عاشورا هنگامی که امام حسین(ع)‌، تمام یارانش به شهادت رسیده بودند و حضرت پس از جنگ نمایانی که با دشمن کرد، به شدت مجروح شد، به طوری که دیگر توان حمله نداشت، شمر از این فرصت استفاده کرد و با 12 ‌نفر از اوباشان لشکر به طرف خیمه‌گاه امام حسین(ع) حمله‌ور شد و امام خطاب به آنان، این جمله معروف را فرمود: که «اگر دین ندارید و از قیامت نمی‌ترسید (لااقل) آزادمرد باشید»! چرا به طرف زن و بچه‌هایم حمله می‌کنید.

-بزرگترین جنایات و گناه شمر این بود که در آخرین لحظات عمر امام حسین، شمر سر امام را از بدن او جدا کرد.

*ماجرای تعقیب شمر و کشته شدن او

شمر توانست از معرکه کوفه، جان سالمی به در برد و از شهر کوفه خارج شود، مختار غلامی به نام «زربی» داشت، این شخص ظاهراً ایرانی ‌الاصل و از هواداران اهل‌بیت(ع)  و از شیعیان بود، وی جوانی زیرک و باهوش بود. مختار، زربی را همراه گروهی که حدود 10 نفر می‌شدند، مأمور پیدا کردن شمر کرد.

مسلم بن عبدالله ضبابی می‌گوید: من نیز جزو فراریان، همراه شمر، از کوفه متواری شدم و زربی همچنان به دنبال ما بود تا از کوفه خارج شدیم و اسب‌های ما لاغر و ناتوان بودند، ولی اسب زربی چابک و زیرک بود. بالاخره خود را به ما رساند، هنگامی که او نزدیک ما شد، شمر به ما گفت: شما از من دور شوید، شاید منظور این غلام کسی جز من نباشد.

ما اسب‌هایمان را تاختیم و دور شدیم و زربی به قصد جان شمر به سوی او تاخت، شمر با تاکتیکی خاص او را به دنبال خود کشاند تا او از یارانش جدا شد. شمر، هنگامی که زربی را تنها یافت به او حمله برد و ضربتی محکم بر پشتش وارد کرد که پشتش شکست و زربی به شهادت رسید و به این ترتیب، شمر از مهلکه جان سالم به در برد، خبر ناکام ماندن مأموریت، زربی به مختار رسید. مختار با ناراحتی گفت: بیچاره زربی، اگر با من مشورت کرده بود، به او توصیه می‌کردم که تنها به دنبال «ابوالسالغه» (مقصودش شمر بود) نرود.

مسلم ضبابی گوید: ما و شمر توانستیم، خودمان را به محلی به نام «ساتیدما» برسانیم و بعد از کمی استراحت، رفتیم تا به نزدیک دهکده‌ای به نام «کلتانیه» رسیدیم، کنار ساحل رودخانه‌ای که نزدیک تپه‌ای بود، پیاده شدیم، شمر فردی از اهالی همان روستا را گرفت و با تهدید گفت: نامه‌ای دارم و باید آن را به سرعت به بصره به نزد مصعب بن زبیر ببری.

گویا آن روستایی قبول نمی‌کرد، شمر او را کتک زد و او هم از ترس جانش، این مأموریت را پذیرفت و نامه را گرفت و برای مقدمات سفر، به همان دهکده رفت و این دهکده چند خانه بیشتر نداشت و بعد معلوم شد که ابوعمره، رییس پلیس مختار، با گروهی مسلح در آنجا مستقر شده‌اند و در آن محل پاسگاهی جهت کنترل راه کوفه به بصره قرار داده‌اند، مخصوصاً به خاطر اینکه فراریان کوفی از این راه خود را به بصره می‌رسانند و تحت حمایت مصعب بن زبیر که استاندار عبدالله زبیر در آن‌جا بود، قرار می‌گرفتند.

آن روستایی در بین راه به یک هم روستایی خود برخورد کرد و ماجرای کتک خوردن خود از دست شمر را برای وی تعریف کرد، در همان حال که این 2 روستایی با هم صحبت می‌کردند، یکی از افراد گروه ابوعمره، از صحبت آنان متوجه شد که این روستایی، حامل نامه‌ای از شمر برای مصعب بن زبیر است و قصد بصره را دارد، این مأمور باهوش، آدرس دقیق محل ملاقات شمر و آن روستایی را از او تحقیق کرد و معلوم شد از آن‌‌جا تا محلی که شمر در آن‌جا بود حدود 3 فرسخ راه است. این مأمور، جریان را به ابوعمره گزارش داد و ابوعمره، بلافاصله با گروه مسلح خود، به سوی محل استقرار و اختفا شمر، حرکت کردند.

شیخ طوسی در کتاب «امالی» خود درباره اعدام شمر توسط مختار چنین نوشته است: «... ابوعمره با گروهی به تعقیب شمر رفتند و طی یک درگیری مسلحانه او را زخمی کردند و سپس به اسارت درآمد، او را به نزد مختار آوردند، مختار دستور داد او را گردن زدند و جسد او را در دیگ روغن جوشیده افکندند و یکی از اطرافیان مختار، سر شمر را با پای خود لگدکوب کرد.



:: بازدید از این مطلب : 177
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 22 آذر 1391 | نظرات ()